سارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقمسارا نفسم، نفسم سارا، سارا عشقم، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 11 روز سن داره

عزیز دل مامان بابا

دعا

دوست عزیزم آذی ، وقتی شنیدم که جواب آزمایشها نشان داده که مادرت سرطان ریه از نوع بدخیم دارد خیلی ناراحت شدم. این تنها کاری ست که از دستهای ناتوانم برمی آید..من و هر خواننده ی این متن دعا میکنیم که مراحل درمان مادر مهربانت به خوبی طی شود و او سلامتیش را دوباره بدست آورد.. هر دعا ، اهدای یک سلول سالم درخواست صمیمانه: لطفا این متن را عیناً و یا به سلیقه ی خود برای مدت 7 روز بعنوان پست ثابت در بلاگ خود قرار دهید.. این زنجیره می تواند به معجزه تبدیل شود (و لطفا به درخواست من یک "حمد" شفا بخونید) ...
12 آذر 1391

بوی جنگل های گیلان در صدای کودکی

سلام خوشجلاااااااااااااااا من اومدم بازز . نمیدونم چرا نصف شبی باز دلم هوای شمال کرد. و جالب اینه که انحصارا دلم هوای گیلان کرده. من تا حالا گیلان نرفتم اما امشب بدجوری دلم هوای گیلان کرده. هوای ماهی سفید کبابی و برنج شمالی. اونم برنجی که روی اتیش دم کشیده باشه. یادش بخیر. اون روزا که کوشولو بودیم میرفتیم خونه مامان بابام. بهش میگفتیم ننایی. هههههههههه. اخییییی یادش بخیر. یه زن کاملا زجر کشیده و مهربون. خدا رحمتش کنه. دلم براش تنگ شد. نمیدونم چرا اما هیچوقت به خوابم نیومد. نمیدونم شاید چون تو عالم بچگی اذیتش کرده بودم. یادمه سال اولی بود که خاله بهم سر میزد و مه یه دختر به شدت خجالتی بودم. جلو همه بهم گفت سیب زمینی بخور واسه اون قض...
8 آذر 1391

باران

سلام دوس جونیااا سامان جون یه بار دیگه از شهر زیبای و خشک ما رد شد و حسابی داره همه جا رو میشوره. میشناسینش دیگه. سامان بارشی. یه ادم وسواسی که هر جا میره اول باید کامل کل شهر رو بشوره بعد بشینه.ههههههههههههه مسعود خوشگلی شب عاشورا رفت و منو در دنیایی از انتظار و دلتنگی تنها گذاشت. الهییییییییی فداش بشم من.  
7 آذر 1391